داستان این سریال مربوط به شخصیتی به نام جک باور است که در سیتییو یا واحد ضد تروریستی، کار میکند. او مأموری ماهر و باتجربهاست و هر روز (هر فصل)، تلاش او را برای متوقف کردن یک رشته حملات تروریستی از جمله سوءقصد به جان رئیسجمهور، حملات هستهای، بیولوژیکی و شیمیایی، حملات مجازی و خنثی کردن توطئههای شرکتهای بزرگ و شناختن عوامل فساد در دولت نشان میدهد. هر فصل این سریال، بیست و چهار قسمت دارد که از لحاظ داستانی بیستوچهار ساعت یک روز را شامل میشود و مدت هر قسمت حدوداً چهل دقیقه است که با ترکیب پیامهای بازرگانی دقیقاً یک ساعت میشود.
این سریال به علت نشان دادن صحنههای متعدد شکنجه مورد انتقاد قرار گرفتهاست.
داستانها و شخصیت پردازی ها خاکستری اند، هیچ رویکرد افراطی و یکسونگرانه ای در سریال وجود ندارد، اگر نشان بدهد که دسته ای مسلمان عملیات تروریستی انجام می دهد، در عین حال نشان می دهد که یک مسلمان دیگر سعی دارد مانع آنها شود و چند خاین در بدنه ی کاخ سفید مانع عملیات خیرخواهانه ی او هستند.
اگر جک باور یک جاهایی مثل یک ابر انسان رفتار می کند، یک جاهایی هم اشتباه می کند، یا فریب می خورد و در مخمصه می افتد.
این سریال در طول هشت فصل، بارها نامزد دریافت جوایز مختلف شده و برخی از آنها از جمله جایزه امی بهترین سریال درام در سال ۲۰۰۶ و جایزه گولدن گلوب بهترین سریال در سال ٢٠٠٣ را دریافت کرده است.
همچنین ۲۴، طولانیترین سریال تلویزیونی درام به حساب میآید.
دیدن این سریال یک جور بالا بردن دانش سیاسی همراه با لذت و تفریح است. نقد همه جانبه ی حاکمیت امریکا و عملکرد سایر حاکمیتهای جهان است.
باید اذعان کنم که یکی از زیباترین بخشهای زندگی من روزها و ساعتهایی بود که این سریال را می دیدم. البته باید بگویم که فصل اول از نظر من ایرادات فیلمنامه ای و منطقی زیادی داشت مثلا:
١- چرا تروریستها از جک خواستند که نینا را بکشد؟ اگر دیگر به نینا نیازی نداشتند و می خواستند از دستش خلاص شوند، چرا بعدتر در فرار به او کمک می کردند؟
٢- وقتی نینا می خواست کارمند سی تی یو را بکشد، چرا خود را از دوربین ها پنهان نکرد یا چرا بعدا فیلم دوربینها را پاک نکرد؟
٣- چرا هیچ کس دستور بازبینی صحنه خودکشی او را نداد؟
۴- اصلا نینا که جاسوس تروریستها بود چرا پاپی جک شد که چرا هارددیسک را عوض کرده است؟
در واقع در فصل اول کارگردان کمی بلاتکلیف و سردرگم است و کدگذاری های غلط انجام داده و جذابیتش از فصلهای دیگر کمتر است، اما در فصلهای بعدی این مشکلات به طرز چشمگیری کاهش می یاب و تعلیق و کشش داستان یکباره رشد می کند،
فصل چهارم هم یک گاف اساسی داشت: چرا یک گروه حرفه ای باید از خودشون رد به جا بذارند؟ با تاکسی بروند خانه و ده روز در همان خانه بنشینند تا پلیس بیاید دستگیرشان کند؟
فصل هشتم عجیب ترین فصل این سریال بود، یک کشور فرضی به نام کامستان تو خاورمیانه خلق کرده بودند که مثل ایران پنجاه سال بود شعار مرگ بر امریکا و ضد امپریالیسم جهانی و از این خزعبلات سر داده بود، اما تفاوتش با ایران این بود که لباس پوشیدن مردمشون تو تظاهرات یا لباسهای زن رییس جمهورشون شبیه پاکستانی ها بود و خود رییس جمهور (حسن) هم کراوات می زد و خیلی هم انسان باشرفی بود!!! (البته صرف نظر از زن بازی ش)!
کلا علت یک چیز رو من نفهمیدم و رو اعصابم بود، این که چرا تو سریال به راحتی از کشورهای بزرگ و مقتدر مثل چین و روسیه و حتی فرانسه و انگلیس و غیره اسم برده می شد و به انواع خیانت ها متهم می شدند اما برای یک کشور آشفته ی آفریقایی زیر پونز نقشه یا یک کشور جنگ طلب خاورمیانه ای مثل ایران، اسمهای فرضی می گذاشتند؟
اما در کل این سریال رو خیلی دوست داشتم، اون قدر که بعد از تموم شدنش تا چند هفته احساس می کردم یک گمشده دارم.
قرنطینه ی کورونایی و عید نوروز، فرصت خیلی خوبیه که فیلم ببینید، پس از همین امروز یکی از سریالهایی که معرفی کردم رو شروع کنید و لذتش رو ببرید.
98/12/16
در ضمن برای خواندن خلاصه ی فصل ها می تونید روی ادامه مطلب کلیک کنید. این کار فقط به اونهایی پیشنهاد می شه که سریال رو قبلا دیده اند و بخشهایی از اون رو از یاد برده اند و می خواهند به یاد بیاورند.