فیلم بی همه چیز به کارگردانی محسن قرایی یک اقتباس خوب از نمایش دیدار با بانوی سالخورده فردریشدورنمات است. بخشهای خوبی به اثر اضافه شده که به فارسی گردانی اثر کمک کرده است. مثل قربانی شدن گاو نوری با بازی درخشان #بارانکوثری. شخصیت شوخ و شنگ و شیطان و طناز بانوی سالخورده به شخصیت جدی و آرام #هدیه_تهرانی تغییر یافته بود و با از بین رفتن لایه‌های طنز نمایشنامه؛ تلخی اثر دو چندان گشته بود. یکی از المانهایی که بر تلخی اثر دامن زده بود قهرمان و ناجی بودن امیر پیش مردم ده بود و این موضوع تغییر رویه‌ی مردم به خاطر پول را گزنده‌تر نشان می‌داد.
فیلمنامه قوی بود؛ کارگردانی و نماها عالی و بازی‌ها پر جان. در کل؛ اثر پرسش محور است و تقابل‌های بسیاری را به تصویر می‌کشد، تقابل‌هایی مثل عدالت-بی‌عدالتی؛ مرگ-زندگی، عشق-نفرت، پیری-جوانی و پرسش‌هایی مثل امر اخلاقی چیست؟ آیا طرفداری از عدالت به طمع مادیات ارزشمند است؟ آیا یک گناهکار همواره گناهکار باقی می‌ماند؟ آیا بر ملا شدن حقیقت و ذات حقیقی انسانها به نفعشان است؟ آیا توده‌ی مردم به راحتی و به تمامی بازیچه‌ی دست قدرتمندان می‌شوند؟ و مهمتر از همه این که آیا فقط در شرایط مساعد اجتماعی و سیاسی است که بهترین نوع خود بودن برای انسان میسر است و بر هم ریختن شرایط مساعد می‌تواند اکثریت انسانها را از مسیر انسانیت خارج کند؟
بیشتر جامعه‌شناسان معتقدند انسان در شرایط اجتماعی ایده‌آل می‌تواند بهترین خودش باشد؛ تمام آدمهای این داستان قابل ترحم بودند؛ امیر که سالها مثل یک قهرمان زندگی کرده بود وقتی جانش را در خطر دید دخترش را معامله‌ کرد؛ آدمهای روستا از شدت فقر و استیصال دست به کاری زدند که نمی‌خواستند و آن را غیر اخلاقی می‌دانستند و در این میان از همه مظلوم‌تر معلم ده بود...
دیدن این فیلم خوب را به شما مخاطب گرامی پیشنهاد می‌کنم.