خب یک سریال دیگه رو دیشب تموم کردم و واقعا سریال خوبی بود، مثل اغلب سریالها، اوایلش جذاب نبود، اما چند قسمت که گذشت خیلی خوب شد، ریموند ردینگتون «رد» (جیمز اسپیدر)، افسر سابق نیروی دریایی ایالات متحده که به یک جنایت‌کار برجسته تبدیل شده‌است پس از فرار از دستگیری برای چندین دهه، به صورت داوطلبانه خود را تسلیم اف‌بی‌آی [FBI] می‌کند. او به اف‌بی‌آی می‌گوید که لیستی از خطرناک‌ترین جنایتکاران دنیا را دارد که در طی سال‌ها جمع کرده‌است و مایل است در مقابل مصونیت از پیگرد قانونی، عملیات تک تک آن‌ها را اطلاع دهد. در هر فصل، سرنخ هایی درباره اسرار قدیمی ردینگتون فاش می‌شود.
این شخصیت پردازی شما رو در موقعیتی قرار می ده که شاید تا به حال تجربه اش نکرده باشید، این که به یک جنایتکار علاقمند بشید و تمایل درونی تون این باشه که اون زنده و سلامت از ماجراها عبور کنه! این که حقیقتی که می پذیرید این باشه که این آدم فاسد و جنایتکار خیلی جاها بیشتر از آدمهای قانون مند و درستکار به درد جامعه می خوره!
یکی دو جا چند تا ایراد فیلمنامه ای هم داشت، مثلا کسی که فکر می کرد بابای الیزابته، با آزمایش دی ان ای فهمید که نیست و رد رو دستگیر کرد و شکنجه داد که بگه بابای الیزابت هست یا نه در حالیکه خب می تونست اون رو هم با آزمایش بفهمه، ولی چون یه سری مسایل قرار بود تا قسمت‌های پایانی فاش نشده باقی بمونه، فیلمنامه نویس ناچار شده بود از پدر جعلی الیزابت یه احمق بسازه.
طبق معمول وقتی که فیلمهای خارجی می بینم به آزادی بیانی که در امریکا وجود داره و به راحتی می تونن حتی شخص اول مملکتشون رو به هر چیزی متهم کنند حسودیم شد😒
واقعیت اینه که جذابیت سریال هم در حد متعارف بود، مثل سریال بیست و چهار نبود که آدم بخواد تموم کار و زندگی اش رو ول کنه و تند و تند قسمتهای بعدی رو ببینه ولی در عین حال خیلی از این سریال لذت بردم و دوران خیلی خوبی رو باهاش داشتم، مخصوصا روی تردمیل😄
١٣٩٨/١٢/١۶
#ارغوان_اشترانی
#لیست_سیاه
#blacklist