مکس دیوانه، جادهی خشم
مکس دیوانه جادهی خشم، یک فیلم پسارستاخیزی و اکشن، به کارگردانی و تهیهکنندگی و نویسندگی جرج میلر و برند نمککارتی است.
داستان آن دربارهی مکس روکاتانسکی (تام هاردی) است که به نیروهای ایمپریتر فیوروسا (شارلیز ترون) میپیوندد تا طی تعقیب و گریزهای متوالی جادهای از دست رهبر شروری به نام ایمورتان جو (هیو کیزبرن) و نیروهایش فرار کنند.
ایمورتان پادشاهی ستمگر است که آب کل کشور را در قصر خودش ذخیره کرده و فقط هفته ای یک روز برای مردم آب را می گشاید تا از تشنگی نمیرند، زنهای او به رهبری شارلیز ترون از قصر میگریزند تا خود را به سرزمینهای همسایه برسانند، با این تصور که آنجا آب هست و در این راه مکس که یک زندانی ظاهرا خطرناک محکوم به اعدام است، ایشان را یاری میدهد و بالاخره بعد از تعقیب و گریزی دهشتناک به سرزمین مادری شارلیز ترون میرسند، اما نیروهای ایمورتان آبهای آنجا را هم مسموم کردهاند و مردم آنجا هم اغلب مرده و درختانش خشکیدهاند، یکی از زنهای مسن به شارلیز ترون میگوید: تا زمانی که آن مردمانی تشنهاند، تو به هرجای کرهی زمین که بگریزی آبی که تو را سیراب کند نخواهی یافت و در اینجا شارلیز ترون که سفرش را برای یافتن رستگاری آغاز کرده تصمیم میگیرد که برگردد و مردم را تشویق به شورش و براندازی کاخ ستم ایمورتان کند، علی رغم این که قهرمان پیش برنده فیلم شارلیز ترون است اما فیلم نام خود را از مکس گرفته است، چرا که کسی که در روال این سفر به تعالی میرسد و تغییر میکند بیشتر مکس است تا شارلیز ترون.
این فیلم، بینظیر است و در سال ٢٠١۶ نامزد ده اسکار شد و برخی منتقدان این فیلم را برترین فیلم اکشن سینما دانستهاند. فیلم، روایت پادشاهانی است که منابع کرهی زمین را در انحصار خود در میآورند و بیشتر منافع آن را از مردم کشور خود دریغ میکنند، جرج میلر خواست با این فیلم به تمام کشورهای مرفه که حاکمان عادلی دارند نشان دهد تا زمانی که مردم دیگری در کشورهای دیگر، در تشنگی به سر برند، جهان سرسبز آنها هم جهانی مسموم و بدون رستگاری است، حالا آب را بردارید و جایش بگذارید نفت یا هر چیزی که توسط حکومتها از زمین استخراج می شود و مردم آن سرزمین، اثری اندک از آن را در زندگی خود مشاهده میکنند.
با دیدن آبگیری زاینده رود به یاد این فیلم افتادم و فکر کردم بد نیست به شما معرفی اش کنم!!! یک آبگیری موقت که مردمان بیچاره ی سرزمین مرا تا این حد ذوق زده کرده است! بمیرم برات زاینده رودم، بمیرم برات ایرانم...
پی نوشت: این پست را خیلی وقت پیش نوشته بودم و این روزها که خوزستان هم آب ندارد هنوز تازه است.
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: