يك بام و دو هوا
ميگويند در يك شب تابستاني مادري با دختر و دامادش و پسر و عروسش روي پشت بام رفتند تا بخوابند. مادر وسط خوابيد و پسر و عروس در يك سمتش و دختر و داماد در سمت ديگرش خوابيده بودند.
مادر به دخترش زمزمهكنان گفت، دخترم برو توي بغل شوهرت بخواب، نميدوني اينجا يه كم كه بگذره چقدر سرد ميشه، سرما ميخوريد.
عروس كه زمزمهي مادر شوهرش را شنيد دست دور گردن شوهرش انداخت و او را بغل كرد كه ناگهان مادر بلند شد و داد و بيداد راه انداخت كه ولش كن تو اين گرما، چي از جون پسرم ميخواي، بذار يه دقيقه راحت باشه...
و از همان جا مثل يك بام و دو هوا بر سر زبانها افتاد.
ديروز با ديدن سريال آواز چيكا به ياد اين حكايت افتادم. تلويزيون را درست در زمان درگيري دو لات روشن كردم و آن هم سر ناهار. صحنههاي چاقو خوردن صورت يكي از اين دو نفر و چاقو خوردن شكم ديگري به قدري وحشيانه بود كه دچار حالت تهوع شدم و وعدهي ناهار را براي شام گذاشتم!
ياد مصاحبهي مهران مديري بعد از پخش سريال مرد هزار چهره افتادم. مهران مديري گفت چند قسمت از سريال كه براي اين هماني بيشتر با پدرخوانده ساخته شده بود به دليل داشتن خشونت از سريال حذف شد. مهران مديري توضيح داد كه در آن قسمتها رضا شفيعي جم نقش يك روستايي را بازي ميكرد و رضا به جاي اسب عاشق يك مرغ خانگي بود، او اذعان داشت به دو دليل به جاي اسب از مرغ استفاده كرده بودند اول اين كه به بار طنز داستان اضافه شود و دوم اين كه صحنهي خشونت باري نداشته باشند، اما گذاشتن كلهي بريدهي مرغ توي تختخواب رضا هم از نظر مميزيها خشونتبار بود و مجبور شدند به كل آن قسمتها را قيچي كنند.
اگر مايل هستيد نقد مرد هزار چهره را بخوانيد، ميتوانيد آن را در اين پست پيدا كنيد.
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: