در اینجا برای غریبه هایی می نویسم که آشنا هستند.

در خانه برای آشناهایی می نویسم که غریبه هستند.

از وقتی اینجا هستم، شوق دارم. شوقی حقیقی. صبح زودتر از خواب بر می خیزم تا تمام کنم روزمرگیها را و بیایم اینجا و بنویسم.

برای هم که می نویسیم انگار اینجا خانه مان است. می گوییم به من هم سر بزن. بعضی واضحتر: به کلبه ی من هم بیا. خوب است در اینجا که مجازی می نامندش خانه کردن؟

وقتی به کسی لینک میدهم انتظار دارم که او هم یک لینک شده یک روزه بدهد. می روم و مدام چک می کنم. خودم را دلداری می دهم که حتما چون وبلاگت تازه است و مطلب کم دارد لینکت نکرده. مطالبت که بد نیست. دلداری می دهم تا ناامید نشوم.

چطور ممکن است یک امر غیر حقیقی امید و ناامیدی حقیقی و پایدار ایجاد کند؟

هیچوقت نمی توانیم هر روز با رویای خوشی که چند هفته پیش دیدیم با لبخند از خواب برخیزیم.

این نام به هیچ وجه برازنده نیست.