شاهنامه خواني و عِرق ملي
ميانههاي هفتهي پيش بود كه فريدون جيراني و تهمينه ميلاني ميهمان محمد صالح علا بودند. گويا بحثشان بر سر سينماي ملي بود. حرفهاي تهمينه ميلاني فاخر بود و سعي ميكنم با حافظهي ناقصم جالبترين حرفش را از زبان خودش بازگو كنم:
چند وقتيه كه كتابهاي يك فيلسوف آمريكايي به نام جوزف كمبل رو مطالعه ميكنم و خيلي قبولش دارم. اون معتقده كه عِرق ملي ذاتي نيست بلكه با تربيت در انسان رشد ميكنه. معتقده كه ميهنپرستي در كشورهايي با فرهنگ كهن مثل ايران شديدتره چرا كه مردمانش علائق مشترك زيادي دارند. بر اين اساس هاليوود و ساير سازندهها ساختن اين علائق مشترك براي بچههاي امريكايي رو سرلوحهي خودشون قرار دادند. يعني اين كه مثلا مييان قهرمان سازي ميكنند. سوپر من، بت من، مرد عنكبوتي، خوب اين بچهها وقتي بزرگ ميشن همه علائق مشترك دارند. ما توي كشورمون نيازي به قهرمان سازي نداريم. رستم رو داريم. سهراب رو داريم. عشق به فردوسي و سعدي و مولانا و حافظ تو خون ماست فقط بايد بهش بپردازيم. يه خاطره براتون بگم كه واقعا دردناكه. توي نشستي كه دوستان دخترم كه دبستانيه جمع بودند به دوستانش گفتم هر كدوم يه داستان بنويسند. جاي تاسف بود كه در تمام داستانها اسامي كه براي شخصيتها انتخاب كرده بودند تام و جان و هري و اسامي بيگانه بود. من نميگم فقط دولت داره كوتاهي ميكنه. من نوعي هم به نوبهي خودم كاري كه از دستم بر ميياد تا نشون بدم به مليتم افتخار ميكنم رو انجام نميدم. الان بچههاي ما تام و جري رو بهتر از رستم و سهراب ميشناسند. من وقتي اين موضوع رو ديدم به مدرسهي دخترم رفتم و خوشبختانه مدير خيلي فهيم بود و هفته اي يك روز براي بچهها كلاسهاي شاهنامهخواني گذاشتيم. يعني هر كدو از ما ميتونيم يه بخشي از اين ايجاد عِرق ملي رو بر عهده بگيريم، اون وقت ميتونيم سينماي ملي هم داشته باشيم...
جمعه براي اولين بار دچار شعف سياسي شدم زيرا ديدم برنامهي فتيلهي مجيد قناد شاهنامهخواني را هم به كار خود افزوده و براي اولين بار در نظرم آمد كه نه! گاهي هم گوش شنوايي هست و انگار واقعا صالح علا راست ميگويد كه دو قدم مانده تا صبح...
پي نوشت: احتمال نميدهم كه مجيد قناد با آن همه مشغله كاري نيمه شب پاي صحبتهاي خانم ميلاني نشسته باشد و تحول فتيلهایش حاصل تحول خودش باشد بلكه بيشتر احتمال ميدهم كه دستوري از بالا به او رسيده باشد. باشد كه چنين باشد...
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: