نامه های ارغوان اشترانی به رویا صغیری (نامه شماره 4)
رویاجان،هرچقدرهم جایت بدباشد ازشنیدن اراجیف این و اون راحتی،منظورم از اون رهبر دیکتاتورکره شمالی نیست گرچه شاید به مراتب از او بدتر باشد! یک بابایی هم امروز تو صحن مجلس قسم میخورد به خدا که ما بحران نداریم! جنسی که تا دوماه پیش تو مغازه پنجاه هزار تومن میفروختم را دیروز هشتاد هزار تومن خریدم، ما مغازه کتاب و نوشت افزار داریم، هرکس که میآید و خرید میکند قیمت را که میشنود انگار دستانش میسوزد و من به جای خوشحال شدن از فروش قلبم از رنج تیر میکشد، اگر این اسمش بحران نیست پس چیست؟ راستی یادم باشد فردا از موسیقی با تو حرف بزنم
٠۶/٠۶/١٣٩٧سه شنبه
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر ۱۳۹۷ ساعت 2:57 توسط ارغوان اشترانی
|
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: