از آنجاییکه سران شوروی رمان #دکتر_ژیواگو را رمانی در نقد انقلاب و وعده وعیدهای حزب کمونیسم یافتند #پاسترناک و #فلترینلی ، ناشر ایتالیایی اش را برای عدم انتشار کتاب تحت فشار و انواع تهدیدها قرار دادند، این دو مرد که هیچ وقت با هم دیدار نکرده بودند یکی از بزرگترین همکاری‌های تاریخ نشر کتاب را شکل بخشیدند

#ادبیات_علیه_استبداد #بیژن_اشتری 

جالب آنجاست که فلترینلی خودش یک کمونیست بود، اما می گفت اولین تعهد من به آزادی و سپس هر آرمان دیگری است، پیش بینی پاسترناک هم درست از آب درآمد و فلترینلی توانست سیل نامه ها و تلگرافهایی که از عدم تمایل پاسترناک به انتشار کتاب سخن می گفتند را شناسایی کند.

پی نوشت: یکی از فالوئرها که پستهای سیاسی زیادی داشت و خیلی تو این صفحه فعال بود یکدفعه و بدون خبر خاموش شد، مکرر برایش پیام دادم تا بالاخره بعد از مدت زیادی شخصی که ادعا می کرد پسرش است جواب داد و گفت او را گرفته اند، دوباره سه چهار روز جوابی نداد و بعد گفت پدرش پیک موتوری بوده و مسافری که می برده مواد همراه داشته و پدرش را بازداشت کرده اند، به او گفتم به پدرش بگوید با من یا پدرام تماس بگیرد تا وکالتش را به عهده بگیریم و بی گناهی اش را اثبات کنیم اما طرف رفت حاجی حاجی مکه، یکدفعه به ذهنم رسید که ممکن است به دلیل سیاسی دستگیر شده و گوشی اش دست یکی از برادرها بوده و خواسته با این حرفها کشف کند که من چقدر او را می شناسم!!!

 

به نظرم وقت آن رسیده که ما هم با ایده های خلاقانه ای چون ایده ی پاسترناک تمهیدی برای شناسایی نامه ی اصلی از جعلی بتراشیم!!!