#زندگی_شبانه_من

فیلم اول: #the_killing_room

حکایت تلخی است که در این روزها بدجور می شود با آن #همذات_پنداری کرد

کتاب های بعدی که سالها پیش خواندمشان نیز بسیار واضح پلان به پلان این روزها در ذهنم دوره می شوند

گاهی شبها که از شدت کار روزانه با بدن درد به رختخواب می روم احساس می کنم قهرمان #زخمی_اردال_از هستم که چند ساعتی به خواب می روم تا فردا شکنجه ها از سر گرفته شود، جای سوختگیها روی پوست تنم ذوق ذوق می کند و به این فکر می کنم که چند زخمی در سرتاسر جهان به امید رهایی رنج زیستن را به دوش می کشند و همین طور به این که چقدر از شکنجه دیدگان آلمان هیتلری بعد از رهایی فرانسه و کشورهای اشغال شده ی مشابه، به جای انتقام از شکنجه گران به بخشایش ایشان اندیشیده یا می اندیشند؟ هم فیلم پیشنهادی و هم هر دو کتاب به شدت تلخند، کتاب زخمی کتابی بوده که در ترکیه به مبارزین کرد هدیه می دادند تا بخوانند و از سرنوشت شوم مبارزه بهراسند، اما عجیب بودن این کتاب در این بوده که نیروی مبارزان را چند صد برابر می کرده است و آنها را برای رویارویی با هر تاوانی آماده می کرده است، تاثیر کتاب به حدی بوده که تجدید چاپ آن در ترکیه متوقف می شود و نسخه های موجود آن از بازارها جمع می شود، الان خیلی از ترکیه ای ها این نویسنده را نمی شناسند اما این رمان به زبانهای بسیاری ترجمه و بازنشر شده است، کتاب متعلق به نشر چشمه است، کتاب درد هم متعلق به نشر نیلوفر

تاب بیاورید و هم این دو کتاب را بخوانید و هم فیلم را ببینید، اغلب خوراکهای تلخ یا شادی آفرینند یا خواص دارویی دارند