ماهیگیری

یک تبلیغ آموزش ماهیگیری دیدیم که همسرم گفت، وقتی بیست و سه ساله بوده تمام لوازم ماهیگیری را خریده و رفته ماهیگیری و اتفاقا در همان بدو تلپ شدن کنار رودخانه، یک ماهی تپل مُپل به قلابش می افتد اما همسر دلرحمم که دَک و دهن خونی ماهی را می بیند برای همیشه از ماهیگیری بیزار می شود و قلاب را می بوسد و کنار می گذارد، گفتم: «خب اگه دلت این قدر برای ماهی ها می سوزه، پس چرا این همه با شوق و ذوق ماهی می خوری؟» گفت: «اون فرق داره، از خوردنش که بدم نمی یاد، از این که خودم بکشمش بدم می یاد.» گفتم: «خب چه فرقی داره؟ خوردن تو باعث می شه یکی دیگه این قتل رو مرتکب بشه.» گفت: «خب این خیلی فرق داره، این معاونت در قتله، اون مباشرت در قتله، حکم این حداکثر پنج سال زندانه، حکم اون قصاص و اعدامه خانم اشترانی!!!»
یعنی تا حالا اینجوری قانع نشده بودم، خلاصه عرض کنم خدمتتان که با وکلا در نیفتید، گیره بزنید به دماغتان و ماهی سرخ کنید 🤢
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: