تير سربي
دو سه روزي است كه در باطن من غوغايي است
شكوه از عاشقي و شيدايي است
بوسه هر دم ز لبت قصه ي تكراري نيست
جز تو ميلي به هم آغوشي و همياري نيست
تيركي سربي و سنگي به دلم افتاده
رنگ اندوه به هر قصه و شعرم داده
كودكي مشق كند تا بدهد استادش
همه ي لذت دنيا برود از يادش
چون كه استاد نه مشقش خط زد
نه نگاهي به غم و غصه ي او مي انداخت
در عوض پر ز محبت بهرش
خانه و لعبه و بازي مي ساخت
(شاعر:ارغوان اشترانی)
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 10:39 توسط ارغوان اشترانی
|
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: