زنان با گرگها می دوند- قسمت دهم
دختر کبریت فروش
(از آنجایی که این داستان هم معرف حضور همگی است از روایت آن خودداری شده و به تحلیل نویسنده اکتفا شد)
این کودک در محیطی زندگی می کند که مردم آن بی توجهند. برای زن وحشی انتخابهای متعددی وجود دارد. او تسلیم نمی شود، می جنگد او می تواند در یک واگن زغال پنهان شود یا به شهر دیگری برود ولی غرایز دختر کبریت فروش چنان صدمه دیده که دارد یخ می زند و تنها چیزی که برای او باقی مانده این است که در خواب و خبال فرو رود. انسان به یک یا چند دوست احتیاج دارد که به استعداد او هر چه که باشد توجه کنند. این دوستها باید واقعی باشند و نه در جهان خواب و خیال.
من زنان زیادی را می شناسم که به طور طبیعی قصه گو هستند و تقریبا هر چه از دهانشان بیرون می آید به طرزی تازه شکل گرفته است و به ظرافت پرداخته می شود اما آنها تنها هستند و یا احساس محرومیت می کنند آنها خجالتی اند و این اغلب پوششی است برای نیروی مذکر گرسنه. آنها برای کسب این احساس که از درون حمایت می شوند یا دوستان، خانواده و جامعه از آنها حمایت می کند مشکل دارند.
کسی که ار هنر شما و زندگی خلاق شما حمایت نمی کند ارزش این را ندارد که وقتتان را صرفش کنید. این تلخ است اما اگر وقت خود را با چنین کسی صرف کنید تمام آمال و افکار و امیدها و استعدادها و نوشته ها و نمایشها و طرحها و قصه هایتان را منجمد خواهد کرد.
سه نوع خواب و خیال وجود دارد. اولی خواب و خیال با هدف لذت است مثل رویهای بیداری دومی خیالپردازی هدفمند است. این نوع خواب و خیال مثل جلسه ی برنامه ریزی است و از آن به مثابه ابزاری برای پیش بردن ما به سوی عمل استفاده می شود. تمام موفقیتهای روانی، معنوی، مالی و خلاق، با این نوع خواب و خیال آغاز می شود و اما نوع سوم خواب و خیالی است که همه چیز را به توقف می کشاند. این نوع خواب و خیال است که مانع از انجام دادن عمل صحیح در برهه های حساس زندگی می شود. این همان خواب و خیال دختر کبریت فروش است که هیچ ربطی به واقعیت ندارد. زنان بسیاری هستند که هر شب با خیالبافی ها و خواب و خیالهای بیشتر و بیشتر نقش دختر کبریت فروش را بازی می کنند و هر صبح مرده و یخ زده بلند می شوند.
ما باید عقایدمان را جایی ببریم که از آنها حمایت شود. این کار همراه با تمرکز گامی عظیم است. این یعنی پرورش یعنی حمایت. ما باید فرشته ای را پیدا کنیم که عمیقا به نوازهاش بالش نیازمندیم.
بیشتر آدمهای برنامه ریز عقاید شگفتی دارند. آنها می گویند: می خواهم به راه خودم بروم می خواهم آن بی عدالتی را از جهان محو کنم می خواهم از محرومان حمایت کنم و ... این نوع بنرامه ها به حمایت احتیاج دارند، به پشتیابنی حیاتی افراد گرم احتیاج دارند.
دوستانی که شما را دوست داشته باشند و به زندگی خلاقتان گرما بدهند بهترین خورشیدهای جهان اند. زن بدون حمایت معمولا به خواب و خیال فرو می رود اما اگر در چنان وضعیت یخ زده ای باشد باید از خیال بافیهای تسلب بخش خودداری کند. خیالبافی تسلی بخش قطعا مار ار خواهد کشت.
مادر بزرگ درونی ای که به جای این که داد بزند: «بلند شو! به هر قیمت گرما پیدا کن.» او را با زندگی خیالی تسلی دهد از انحرافات وسوه آمیز و مرگبار کار واقعی است.
اگر بخواهید چیزی را بکشید کافی است نسبت به آن سرد بمانید. هر گاه کسی در احساس، فکر و عمل یخ بزند دیگر رابطه ممکن نیست.
دخرت کبریت فروش در خیابانها می گردد و به غریبه ها التماس می کند که از او کبریت بخرند. این صحنه یکی از ناراحت کننده ترین نکات در مورد غریزه ی آسیب دیده ی زنان است. او نور و گرما را به بهای ناچیزی می فروشد و برای دریافت زندگی گدایی می کند اما پاسخی نمی گیرد. در اینجا ما کسی را داریم شبیه سوفیا،الهه یونانی خردمندی که از درون ورطه نور را با خود می آورد اما با خیالبافی های بیهوده آن را به ثمن بخش می فروشد. عشاق بد، روسای فاسد و انواع عقده های موذیانه زنان را به سوی این انتخابها می کشاند. وقتی دختر کبرین فروش تصمیم می گیرد کبریت ها را بسوزاند از منابع خود به حای عمل کردن و روشن کردن آتش برای خیالبافی استفاده می کند. او انرژی خود را به صورت آنی هدر می دهد.
وقتی زنی درمانده است آن وقت زندگی خیالی لذت بخش تر از هر چیز است. کبریت کوچک او روشن می شود ولی از آنجایی که هیزمی برای روشن کردن آتش ندارد روح او را می سوزاند.
خیال پردازیهای پرشور و راه حلهای غیر عملی در مورد ایام بهتر کوتاه ولی مخرب هستند. اجاق ناگهان ناپدید می شود و زن می بیند بر روی برف نشسته است. زنی که زا خیالبافی برای گرم کردن خود استفاده می کند باز در سرمای عمیق می ماند. او تسلیم خواب مرگ می شود و امیدوار است ناراحتی ها به طرزی جادویی ناپدید شوند.
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: