نامهي سرگشادهي ارغوان اشتراني به خانم دكتر ش.ح
پيش نوشت:
- حرف من رو بشناس و از خودت فقط یک طبیب بساز نه یک طبیب سیاسی. طب رو با سیاست مخلوط نکن آلنی.
- یک طبیب پیش از این که طبیب باشه یک انسانه و در شرایط کنونی ما یک نوع انسان بیشتر وجود نداره و اون هم انسان سیاسیه...
درود بر شما سر كار خانم دكتر ش. ح، فرهيختهي مشغول به كار در بيمارستان امام خميني:
ديالوگي كه در بالا نوشتهام، از يكي از كتابهاي محبوب من است. آتش بدون دود نادر ابراهيمي را بخوانيد. اين كتاب را كه خواندم فهميدم ديگر حق ندارم بگويم من با سياست كاري ندارم چون چنين حرفي اعتراف به اين است كه من انسان نيستم، يك كثافت ترسوي بزدل خودخواه هستم كه جز به دست آوردن چند پاپاسي بي ارزش فكر و انديشه اي در سر ندارد.
خانم دكتر ش.ح بهتر است اول بدانيم سياست چيست و بعد ادامه دهيم، سياست در معناي عام هر گونه راهكرد و خط مشي براي بهبود بخشيدن در امور، چه شخصي و چه اجتماعي است و در معناي خاص هر گونه عمل يا خط مشي اي است كه توجه و رويكرد آن بهبود بخشيدن به فعاليتهاي دولت و حكومت باشد، بنا براين خانم دكتر ش.ح، در مملكتي ميشود با سياست كاري نداشت و همچنان انسان ماند كه هيچ گرسنهاي وجود نداشته باشد، كه جمجهي هيچ كارگري به خاطر دستفروشي به ضرب چوب و چماق مامورين شهرداري له نشده باشد، كه كارخانههاي آجر پزياش به خاطر قطع ناگهاني يارانههاي گاز تعطيل نشده باشد و هزاران هموطن كرد زبانمان با اين ناامنيهاي داعش، آوارهي كردستان عراق نشده باشند براي كارگري، كه هيچ كارگر بيچارهاي مقابل وزارتخانههايش خودسوزي نكرده باشد، كه هيچ مجرم اسيد پاشي ول ول نچرخد توي اجتماع، كه ديوارهاي سفارتخانههايش محل جولان پاركور پرستان خشونت طلب نشده باشد، كه حكومتش توانسته باشد حداقلها را براي تمامي افراد جامعه فراهم كند.
ميفهمي خانم دكتر، مي داني چه ميگويم؟ اصلا روزنامه ميخواني؟ خبر ميبيني يا سرگرم سريالهاي سخيف فارسي واني؟
خانم دكتر ش.ح، من با وزير بهداشت و درمان كاري ندارم. با رياست بيمارستان امام خميني هم كاري ندارم كه يحتمل گماشتهِي سرسپردهاي بيش نيست، روي سخن من با شماست. فقط با شما.
شايد هم بهانه بياوري كه عالي پيام از نظر تو مسئلهي مهمي نداشته كه رسيدگي نكردهاي، فقط ميخواهم اين را بداني كه اعتراف به اين كه از سياست چيزي حاليت نميشود اعتراف به انسان نبودنت است. ميخواهم بفهمي كه چنين حرفي نه تنها به مقام انساني تو بلكه به مقام انساني تمام پزشكها آسيب ميرساند.
خواهر من، برادران من و پدر من پزشك هستند و اگر احتمال اين را ميدادند كه حتي به جرم رسيدگي به يك زنداني سياسي برايشان حكم اعداد هم صادر كنند، باز هم محال بود با عدم رسيدگي مقام انساني خود را غرقه در كثافت كنند.
خانم دكتر ش.ح! يك ديالوگ كودكانه از زمان كودكي بدجور به يادم مانده است كه براي شما بازگو ميكنم:
بامبي از پدرش ميپرسد: «پدر؟ قهرمانها از هيچ چيز نميترسند؟»
پدرش جواب مي دهد: «چرا پسرم، قهرمانها هم از خيلي چيزها ميترسند، مثل تمام مردم، اما فرقشان با مردم عادي اين است كه ترس باعث نميشود از انجام كاري كه مي دانند درست است سر باز زنند.»
لطفا حتي اگر ترسيده ايد، حتي اگر در جغرافيايي زاده شدهايم كه انسان ماندنمان نيازمند بذل شجاعت است، به خودمان بياييم، بايد كه انسان بمانيم...
يك دعوت شده به سكوت كه نميتواند ساكت بماند:
ارغوان اشتراني
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: