شكي‌ در اين‌ نيست‌ كه‌ قانونمندي‌ بسيار خوب‌ و مفيد است‌، درست‌ مثل‌ رودخانه‌. اما اگر رودخانه‌ هم‌ سي سال‌ يادش‌ برود و جاري‌ نشود و يكدفعه‌ راه‌ بيفتد سيل‌ همه‌ جا را بر مي‌دارد. حالا اگر در شهري‌ كانال‌ براي‌ سيل‌هاي‌ ناگهاني‌ هم‌ تعبيه‌ نشده‌ باشد كه‌ بايد به‌ همه‌ گفت‌ ديدار به‌ قيامت‌. اجراي‌ قوانين‌ راهنمايي‌ و رانندگي‌ كه‌ بسيار ضربتي‌ شروع‌ شد هم‌، گرچه‌ خرابي‌هاي‌ خود را بر جاي‌ گذاشت‌ اما اشكالي‌ ندارد چون‌ شنيده‌ام‌ بعد از هر سيل‌ زمين‌ حاصل‌خيزتر مي‌شود.

اينكه‌ يكدفعه‌ پليس‌ تصميم‌ گرفت‌ كه‌ هر ماشيني‌ را كه‌ جيك‌ ثانيه‌ در ميدان‌ها توقف‌ كند با جرثقيل‌ ببرد خيلي‌ خوب‌ بود اما براي‌ آنها كه‌ ماشين‌ شخصي‌ دارند و نه‌ آنها كه‌ از وسايل‌ عمومي‌ استفاده‌ مي‌كنند. بگذريم‌ كه‌ ما يك‌ سال‌ در هر جا منتظر تاكسي‌ مي‌شديم‌؛ كسي‌ سوارمان‌ نمي‌كرد.  اينقدر مقصدمان‌ را با التماس‌ اعلام‌ كرديم‌ كه‌ زبانمان‌ مو درآورد. خودتان‌ انصاف‌ دهيد، احداث‌ ايستگاه‌ تاكسي‌ وظيفه‌ي‌ شهرداري‌ است‌ و وظيفه‌ي‌ راهنمايي‌ رانندگي‌ نيست‌ كه‌!!! راهنمايي رانندگي نمي تواند به خاطر اين كه شهرداري وظيفه اش را انجام نمي دهد از مسئوليت خود سر باز زند! يك‌ روز دو نفر را ديدند كه‌ يكي‌ گودالي‌ را خالي‌ مي‌كرد و ديگري‌ آن‌ را پر مي‌كرد. يك‌ نفر ديگر پيدا شد و پرسيد آخه‌ اين‌ چه‌ كاريست‌ كه‌ شما انجام‌ مي‌دهيد. يكي‌ از آنها گفت‌: ((ما سه‌ نفر بوديم‌. قرار بود من‌ بكنم‌، حميد لوله‌ بگذارد و وحيد پر كند. حالا كه‌ حميد نيامده‌، چون‌ ما وظيفه‌شناسيم‌، داريم‌ وظيفه‌ي‌ خودمان‌ را انجام‌ مي‌دهيم‌.))

بگذريم‌ خدا را شكر كه‌ بالاخره‌ حميد، نه‌ چيز ببخشيد شهرداري‌ بعد از چند‌ سال‌، در بيشتر ميادين‌ بزرگ‌ تهران‌ ايستگاه‌ تاكسي‌ تعبيه‌ كرده‌ است‌ و ما از در به‌ دري‌ نجات‌ پيدا كرديم‌. فقط يك‌ مشكل‌ ديگر مي‌ماند كه‌ آن‌ را هم‌ با يك‌ قرار جالب‌ حل‌ مي‌كنيم‌. ( با عرض‌ معذرت‌ از رانندگاني‌ كه‌ آخر رانندگي‌ هستند و اين‌ قوانين‌ را مي‌دانند، به‌ عرض‌ آن عده‌ از رانندگاني‌ كه‌ از اين‌ موارد مطلع‌ نيستند به‌ اختصار به‌ شرح‌ مقتضيات‌ مي‌پردازم‌)

همانطور كه‌ مستحضر هستيد در كشور ما، بيشتر اتوبانها حداكثر سه‌ لاينه‌اند و از آنجايي‌ كه‌ اين‌ لاينها مانند مسئولين ما مردمي هستند و مردم ما هم بيشتر جزو قشرهاي‌ آسيب‌ پذير اجتماع‌اند، لذا اين لاينهاي بيچاره هم از كمبود جا و نبود بضاعت‌ مالي‌ نحيف‌ و لاغر مي‌باشند. ما ايراني‌ها كه‌ از بچگي‌ هر جا، جا كم‌ بود، در گوشمان‌ خوانده‌اند كه‌ مهربان‌تر بنشينيد، عادت‌ داريم‌، (ببخشيد داشتيم‌) در  ترافيك‌ هم‌ به‌ هم‌ مي‌چسبيم‌ (ببخشيد مي‌چسبيديم‌) تا به‌ جاي‌ 3 لاين‌ 4 و حتي‌ 5 رديف ماشين‌ در اتوبان‌ جا شود. چندي‌ است‌ كه‌ پليس‌ كشف‌ نموده‌ كه‌ در دنيا بر خلاف‌ كشور ما در رانندگي‌ وقعي‌ به‌ اينگونه‌ شعارهاي‌  ((مهربان‌ بنشينيد)) نمي‌گذراند و از آنجا كه‌ از تكنولوژي‌ ارسال‌ موشك‌ به‌ ماه‌ گرفته‌ تا وضعيت‌ اقتصادي‌ خانواده‌هاي‌ ما مثل‌ فرنگيان‌ است‌، اگر اين‌ ضعف‌ (يا شايد قوت‌) اخلاقي‌ نيز اصلاح‌ شود، ديگر هيچ‌ دردي‌ دراجتماع‌ ما نمي‌ماند. بنابراين‌ بحمدالله‌، اول‌ با پخش‌ آگهي‌هاي‌ تبليغاتي‌ و بعد با قبوض‌ جريمه‌ ما را عادت‌ داده‌اند كه‌ وقتي‌ پليس‌ مي‌بينيم‌، از بين‌ خطوط حركت‌ كنيم‌ و پنجشنبه هم اعلام شد كه از شنبه (يعني امروز) در اين باره به سختي اعمال قانون خواهد شد. اما جهت‌ آن‌ عده‌ از رانندگاني‌ كه‌ فقط به‌ قوانين‌ نوشته‌ شده‌ در آيين‌ نامه‌ احاطه‌ دارند عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌ وقتي‌ هي‌ چراغ‌ مي‌زنيد كه‌ برو كنار من‌ رد شوم‌ يا تند برو مي‌خواهم‌ تند بروم‌ و طرف‌ جلويي‌ يك‌ تك‌ راهنماي‌ چپ‌ مي‌زند يعني‌ ((بابا صبر كن‌، الان‌ نمي‌تونم))‌

وقتي‌ هم‌ يك‌ تك راهنماي‌ راست‌ و يك‌ تك‌ راهنماي‌ چپ‌ مي‌زند يعني‌ ((خيلي‌ خوب‌ بابا رفتم‌ كنار، بيا برو))

(لطفا در اين چپ و راست دقت لازم را مبذول بداريد چون اگر اول تك راهنماي چپ بزند و بعد راست يعني: ((اگه مردي بيا كورس بذاريم.)) كه البته اين روزها با پليس بزرگراه و بنزين و اين حرفها بعيد مي دانم با چنين پيشنهادي مواجه شويد.)

اما وقتي‌ فلاشر مي‌زند يعني‌ ((حواست‌ جمع‌ باشه‌ كه‌ پليس‌ مي‌بينم‌.)) پس‌ هر گاه‌

براي‌ كسي‌ چراغ‌ زديد و كنار نرفت‌ و فلاشر زد، به‌ هيچ‌ وقت‌ اقدام‌ به‌ سبقت‌ گرفتن‌ از راست‌ يا عمل‌ زشت‌ و ننگين‌ بوق‌ زدن‌ نفرماييد و در ضمن‌ انتظار نداشته‌ باشيد راننده‌ي‌ جلويي‌ با يك‌ حركت‌ ناگهاني‌ خودش‌ را ميان‌ ماشينهاي‌ سمت‌ راست‌ بچپاند (به‌ قول‌ بچه‌هاي‌ بد لايي‌ بكشد) چون‌ پليس‌ مي‌بيند و نيز انتظار نداشته‌ باشيد پايش‌ را روي‌ گاز بفشارد و از سرعت‌ مجاز تخلف‌ كند چون‌ باز هم‌ پليس‌ مي‌بيند. اگر هم‌ اتوبانهاي‌ ما همه‌ مانكن‌ و لاغر اندامند و جنابعالي‌ مجبوريد، به‌ علت‌ اين‌ كه‌ ماشين جلويي مي خواهد در بين خطوط حركت كند، ترافيك‌ را سنگين‌تر تحمل‌ كنيد، كاري‌ از او بر نمي‌آيد چون‌ همان‌ طور كه‌ مي‌دانيد الآن‌ لاغر مُد است‌ و فقط مي‌توانيد دست‌ به‌ دامن‌ خدا شويد و دعا كنيد كه‌ مثل‌ زمان‌ سقراط دوباره‌ چاقي‌ مد شود و در ضمن‌ حميد هم‌ لطف‌ كند و سر كار بيايد.

و حال‌ كه‌ خداي‌ بزرگ‌ با دادن‌ هوش‌ سرشار به‌ ما ايرانيان‌ امكان‌ يافتن‌ راه‌ حلهاي‌ عجيب‌ و غريبي‌ براي‌ حل‌ كردن‌ مشكلات‌ عجيب‌ و غريبي‌ كه‌ از تصميمات‌ لاعجيب‌ و لاغريب‌ مسئولان‌ ناشي‌ مي‌شود را ارزاني‌ داشته‌ به‌ حق‌ جاي‌ سپاس‌گزاري‌ است‌.

در پايان از تمام دوستاني كه روز زن را به من تبريك گفته اند تشكر مي كنم و خواهشمندم تبريك نگفتن من در كامنتهايشان را به حساب كم توجهي نگذارند و از همين جا براي همه آرزو مي كنم كه عشق خالصانه ي مادر را با عشقي صادقانه پاسخ گو باشند.