اگر تولدی دیگر
و تو را بر قتلگاه خویش خواهم بوسید
و باکرگیام را دیگر بار به تو خواهم بخشید
و بهار عمر دوباره را با تو خواهم بود
و چون خورشیدی، تنها برای تو
دنیای سیاهت را روشن خواهم کرد
و چشمان پر صداقتت را خواهم پرستید
پیش از آنکه به ریا بنشینند
و امید و وهم بودنت را باردار خواهم شد
تا در زمستان عمرم
یک پلنگ زخمی
زخمهایی که تو زدی را مرهم نهد
و ماه پلنگ خواهم شد
که تنها در نور کم فروغ باقی مانده ام آرام است
و مهربانی اش به حدی است
که دوست ندارد اسیر زمین باشم
و شکوهش به حدی است
که از دیدنم در آسمان نمی هراسد
من به مردان سیگارفروش شعر خواهم بخشید
ترانه هایی برای فروختن
و برادرهایم را به جشن میلادشان خواهم برد
و خواهرانم را به میهمانی گرمی در زمهریری سرد
و از محبت خویش خاطره ای خواهم ساخت
خاطره ای دیگر بار
خاطره ای برای سوختن
من از سخاوت اندوه می گویم
و مهربانی تنهایی
و شکوه بی تکیه گاهی
و یک پنجره، در این زندان مرا بس است
برای به انتظاری چشم دوختن
و از نهایت شب می گویم
دوباره از نهایت تاریکی...
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: