هارد لاين
هارد لاين
بازي كامپيوتري اي كه تمام سالي كه پشت كنكور بودم رو با اون سپري كردم. خصلت بازيهاي كامپيوتري اينه كه از هر مرحله كه مي گذري، بازي رو سيو مي كني و براي كشف اين كه تو مرحله ي جديد چه بلايي قراره سرت بياد ادامه مي دي. هر مرحله از بازي از مرحله ي قبل سخت تره ولي با اين حال تو حاضر نيستي برگردي عقب و از نو مرحله ي قبلي رو بازي كني. بالاخره ماه ها تلاش من براي طي كردن مسير سخت ناكام موند و در سي دي آخر، توي يه قسمت از بازي، گير افتادم. رسيده بودم مقابل يه مرد بد تركيب چاق كه به بدترين وجه سلاخي م مي كرد و لباس ضد گلوله اي داشت كه هيچ سلاحي براش كارگر نبود. حرفه اي هاي هارد لاين مي گفتند كه توي مراحل قبل بايد يه سلاح از يه مخفيگاه بر مي داشتم و با خودم مي بردم تا مقابل مرد چاق بدتركيب استفاده ش كنم، مي گفتند اگر از اين مرحله گذر كنم يه دختر خوشگل سر راه قهرمان بازي قرار مي گيره و اونها باقي مسير رو با هم مي رن و عاشق هم مي شن. كمي به تلاش مذبوحانه م ادامه دادم و بالاخره از ادامه ي بازي انصراف دادم. نه تاب اين رو داشتم كه به مرحله هاي قبل برگردم و نه مي تونستم از مرحله ي جديد مسير سخت گذر كنم و به مرحله ي بعدي برسم، بعدشم به خودم گفتم اصلا از كجا معلوم كه من بد بازي كردم؟ اصلا از كجا معلوم كه اونها تونسته باشن از اين مرحله گذر كنن؟ اصلا از كجا معلوم زني و عشقي در ادامه ي مسير وجود داشته باشه؟ اينجوري بابت انصرافم از ادامه ي بازي و به اصطلاح كم آوردنم احساس پشيموني و خسران هم نمي كردم...
حالا احساس مي كنم توي مسير سخت زندگي م مقابل مرد چاق بدتركيب قرار دارم. نمي دونم كجاي زندگي بايد چه سلاحي بر مي داشتم كه بر نداشتم. نمي تونم به مراحل قبلي زندگي م برگردم و سلاح رو پيدا كنم، اون قدر توي زندگي م نارو ديدم كه حتي به حرف حرفه اي هاي بازي زندگي اعتماد ندارم و تازه اگر هم اعتماد بكنم، اصلا اميد ندارم بتونم از اين مرحله گذر كنم تا به يه پايان خوش براي اين بازي برسم. اين روزها فعلا سرگرم تلاش مذبوحانه ام...
من ارغوان اشترانی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی محض بی آن که خود را نویسنده بدانم به نوشتن عشق می ورزم. فعالیتهایی که به طور رسمی در این زمینه انجام داده ام عبارتند از: